لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه شگفتی

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه شگفتی

اگر دقت کنیم، می‌بینیم که همه‌چیز برای ما مهیا است؛ دست، پا، چشم، سیستم تنفسی، سیستم تفکری و عقل در اختیار من قرار داده‌شده، برای عبور از یک مرحله، منتها بعضی‌اوقات ما درون آن‌ها تداخل ایجاد می‌کنیم، به‌واسطه یک آیتم اضافه به  نام اختیار


به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ: 1396/06/18 از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی (شهر قدس) ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی: آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای میلاد نیک‌روش و دبیری: آقای حسین جعفری با دستور جلسه "شگفتی"رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

برداشتی که من از سی دی می‌کنم، مهم است و تکرار آن باعث می‌شود، تغییر در درون من اتفاق بیفتد و با توضیح دادن آن به افراد دیگر بازهم تغییر در درون خودم اتفاق می‌افتد. وقتی‌که سی‌دی‌های جناب مهندس را گوش می‌کنم، وادی سوم برای من پررنگ‌تر می‌شود که ما مسئولیت اعمال خودمان را باید قبول کنیم، جناب مهندس در این سی دی، مثال‌های جالبی را عنوان کردند. من با خودم فکر می‌کردم که هر چیزی که پیرامون ما است از یک تعادلی برخوردار است؛ برای مثال یک کلمه حرف زدن، من به‌صورت غریزی حرف می‌زنم ولی چند هزار میلیارد سلول دست‌به‌دست همدیگر داده‌اند که من یک کلمه را تلفظ کنم؛ یعنی به من القاء یا الهام می‌شود، در سیستم مغز پردازش می‌شود و به سیستم عصبی من فرمان داده می‌شود، سیستم مغز به عضلات سیستم تنفسی و سیستم صوتی من فرمان می‌دهد. در مغز سی هزار میلیارد سلول درگیر است که کار انجام می‌شود و برسد به صوتی که به گوش شما می‌رسد، اگر بخواهند چنین چیزی را شبیه‌سازی کنند، شاید امکان‌پذیر نباشد.

 اگر خوب نگاه کنید ما چیزهایی تولید می‌کنیم؛ مثلاً فراری یا لامبورگینی درست می‌کنیم و چند میلیارد هم‌روی آن قیمت می‌گذاریم ولی یکجاهایی کاستی‌هایی دارد. یک لامبورگینی را یک هفته بفرستی در بیابان و بگویی راه برو نمی‌تواند ولی شتر تنها موجودی است که می‌تواند در آن شرایط دوام بیاورد و آن اتفاقات درون آن تعبیه‌شده است، چشم شتر دولایه دارد، پای آن طوری است که در شن فرو نرود، چربی ذخیره‌شده‌ای دارد که قابل‌خرج است، آب مصرف نمی‌کند، از خار بیابان می‌تواند تغذیه کند و خودش را حفظ کند، اگر بخواهند چنین چیزی را در بیابان شبیه‌سازی کنند، شاید توسط انسان اصلاً قابل انجام نباشد. پس اگر دقت کنیم، می‌بینیم که همه‌چیز برای ما مهیا است؛ دست، پا، چشم، سیستم تنفسی، سیستم تفکری و عقل در اختیار من قرار داده‌شده، برای عبور از یک مرحله، منتها بعضی‌اوقات ما درون آن‌ها تداخل ایجاد می‌کنیم، به‌واسطه یک آیتم اضافه به  نام اختیار  یعنی این‌یک آیتم کار انسان را خراب کرده است، خداوند به من اختیار داده که بین فسق و فجور و تقوا یکی را انتخاب کنم، اگر این آیتم در اختیار من نبود، مطمئن باشید جهان گل‌وبلبل بود؛ یعنی همه‌ی انسان‌ها مثل ساختاری که قبل از روز الست بود، زندگی می‌کردند. قبل از روز الست، جهان، جهان فرمانی بود که هرکسی فرمانش را اجرا می‌کرد، همه‌چیز به‌خوبی و خوشی بود و همه در بهشت زندگی می‌کردند یک نافرمانی باعث شد که ما سر از جهنم دربیاوریم، پس اگر من از این آیتم درست استفاده کنم، می‌توانم خودم را به حد اعلاء برسانم، اگر درست استفاده نکنم، تاریکی را تجربه می‌کنم و وارد بازی‌هایی می‌شوم که برگشتن از آن شاید برای من مشکل‌ساز شود، به خاطر همین من همیشه وادی سوم را مدنظر قرار می‌دهم که مسئولیت اعمالم گردن خودم است؛ یعنی باید مسئولیت اعمالم را قبول کنم حتی در وادی چهارم جایگاه خودم را با خداوند مشخص می‌کنم که خداوند این‌ها را برای من خلق کرده است، همین هوایی که در اختیار ما است اگر شما روزهایی که هوا آلوده است بیرون بروید، می‌بینید که افراد زیادی به نسبت روزهای قبل به خاطر آلودگی هوا سکته کردند، پس همه‌چیز سر تعادلَش است، به خاطر این‌که من کارم را انجام بدهم، منتها من یکجا می‌نشینم و دستم را به سمت آسمان می‌برم و می‌گویم خدایا یک گونی پول بینداز پایین! خدایا من را درمان کن! انشا الله ابوالفضل کمک کنه تا من درمان بشوم. برای خیلی از افراد این اتفاق افتاده است، یک سری از افراد از یک سری اسامی برای خام کردن مردم برای رسیدن به هدفشان استفاده می‌کنند، هدفشان از اول چه بوده؟ این بوده که کلاه سر افراد بگذارند، از چه ابزاری استفاده می‌کردند؟ از اعتقادات مردم.

بعضی‌اوقات ما دنبال معجزه می‌گردیم، من خودم این‌طور بودم و آرزو می‌کردم که معجزه شود و من یک روز صبح که از خواب، بیدار می‌شوم، سابقه اعتیاد از ذهن من فراموش شود و دیگر به دنبال مواد نروم ولی وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم الآن که ما دورهم نشستیم، معجزه است، به همین راحتی هم اتفاق نمی‌افتد که چندین میلیارد سلول با خواسته مشترک دورهم جمع شوند، هوشمند باشند و هدفمند در آن مسیر کار خود را انجام بدهند. حتماً که نباید مرده زنده شود، همین کاری که کنگره 60 انجام می‌دهد؛ احیای انسان‌ها است، زنده کردن مرده است. جناب مهندس مثال می‌زند که وقتی طرف می‌میرد، شانه او را تکان می‌دهند و به او تلقین می‌کنند که افهم، افهم. طرف هفتادسال نفهمیده، در آن لحظه که مرده چه چیزی را می‌خواهد، بفهمد. در کنگره 60 احیاء و افهم اتفاق می‌افتد، وقتی به کنگره 60 می‌آییم، تغییر در درون ما اتفاق می‌افتد و از شخصی که برای همنوع و جامعه خودش مضر است، تبدیل به شخص مفید برای کل هستی می‌شود و این تغییر در کل هستی اتفاق می‌افتد، این‌یک قانون است، چون هر اتم یک عددی دارد که آن عدد در هیچ اتم دیگری در کل هستی نیست، اگر شماره این اتم تغییر پیدا کند، اگر اتمی در سیاره دیگر با آن شماره باشد، باید جهش کند؛ یعنی یا باید به بالا سوق پیدا کند یا به پایین یعنی اگر حال من خوب می‌شود و اگر من یک روز دروغ نمی‌گویم و نسبت به دیروزم تغییر می‌کنم، تغییر من روی کل هستی اثر می‌گذارد. نمونه آن میانگین کتاب خوابی در کشورهای مختلف است که در ایران برای هر شخص دو دقیقه است، اگر من بیست‌وچهار ساعت کتاب بخوانم می‌توانم میانگین کتاب‌خوانی را در کشور دو دقیقه و یک ثانیه بکنم، اگر ده نفر بیست‌وچهار ساعت کتاب بخوانند، می‌توانند میانگین کتاب‌خوانی کشور را سه دقیقه بکنند، پس من می‌توانم روی جامعه، کشور و کل هستی با انجام عمل درست تأثیر بگذارم که مسئولیت آن طبق قانون گردن خودم است.

 قوانین چیزهایی است که عوض نمی‌شود، اگر یاد بگیرم می‌توانم همراه آن باشم، سیگار کشیدن، مصرف مواد مخدر، پرخوری، دروغ گفتن و انجام هر کار ضد ارزش خلاف قانون است و خلاف قانون عمل کردن تاوان  دارد. تاوان آن این است که بفهمی باید به قانون عمل کنی؛ مثلاً در راهنمایی و رانندگی فرد را جریمه می‌کنند و فرد نقره‌داغ می‌شود ولی دوباره انجام می‌دهد ولی یک سری جاها جریمه قابل پرداخت نیست؛ مثلاً تاوان حرمت شکستن، قابل پرداخت نیست. در کنگره ما یک سری حرمت و قوانین داریم که باید آن‌ها را  موبه‌مو اجرا کنیم، اگر اجرا نکنیم، جریمه نمی‌شویم؛ بلکه تاوان دارد، تاوان آن‌هم خارج شدن از مسیر است.

 ما سی‌دی‌ها را گوش می‌کنیم که تغییر کنیم، تغییر من باعث تغییر سایر افراد می‌شود؛ یعنی اگر من و شما درمان شویم و حالمان خوب شود، بسط پیدا می‌کند به محلمان و دزدی و دعوا کمتر اتفاق می‌افتد. 

تهیه و تنظیم: مسافر میلاد نیک‌روش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)




طبقه بندی: کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت، 
برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، سی دی شگفتی، اختیار، معجزه،  

تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1396 | 05:43 ب.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو