لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه رود

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه رود

ماسال‌ها سیگار کشیدیم که چیز کمی  نیست، اگر بخواهیم یک هفته، ده روز سختی تحمل نکنیم و لغزش کنیم، انسان پرتوقعی هستیم. بعضی‌اوقات ما اشتباهی را انجام می‌دهیم که آن اشتباه به اطرافیانمان بسط پیدا می‌کند. بهترین راه کوتاه آمدن و معذرت‌خواهی کردن است، چون در آینده چیزی از انسان باقی نمی‌ماند، به‌جز حسی که از خود برای دیگران باقی می‌گذارد.


به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ: 1396/06/11 از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی (شهر قدس) ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی: آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای میلاد نیک‌روش و دبیری: آقای حسین جعفری با دستور جلسه "رود"رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

در لژیون، هدف آموزش گرفتن است، زمانی که آموزش می‌گیریم، خودبه‌خود تغییر درون ما اتفاق می‌افتد، وقتی‌که تغییر اتفاق می‌افتد، خودبه‌خود سیگار از زندگی ما خارج‌شده و این‌طور نیست که ما چیزی را با زور بخواهیم بیرون بکنیم.

 سی دی رود، چند نکته داشت که من از آن‌ها گذر می‌کنم. یک مورد این بود که یک سری از افراد فکر می‌کنند که با داروهای دیگر هم می‌شود، اعتیاد را درمان کرد، درصورتی‌که اعتیاد داروی درمانش فقط شربت OT یا اپیوم است. داعیه دفاعی نداریم؛ مثلاً کسی را که به کلینیک می‌فرستیم، برای ما فرقی نمی‌کند که به‌جای OT بنویسیم متادون یا بنویسیم بوپره نورفین ولی چرا اپیوم می‌نویسیم؟ به خاطر این‌که اپیوم داروی درمان است. افراد فکر می‌کنند که ما از تریاک دفاع می‌کنیم، درصورتی‌که ما به‌عنوان دارو از تریاک دفاع می‌کنیم، چون داروهای دیگر اسمشان روی آن‌ها است؛ یعنی نگه‌دارنده. متادون قابلیت نگه‌داری دارد، خیلی هم قابلیت خوبی است، برای مثال شما از الآن که متادون می‌خورید، شمارا تا بیست‌وچهار ساعت نگه می‌دارد ولی چرا دارو نیست؟ به خاطر این‌که وقتی بیست‌وچهار ساعت بدن شما تأمین باشد، نیازی ندارد که به خودش فشار بیاورد و چیزی تولید کند و نیازی ندارد که بخواهد خودش را درمان کند. فردی را در نظر داشته باشید که مثلاً هرماه صد میلیون به او پول می‌دهید، وقتی به او بگویید برو کارکن! برای او کار یک‌چیز مسخره‌ای به نظر می‌رسد. چه وقتی انسان شروع به کار کردن می‌کند؟ وقتی حس کمبود درون او به وجود بیاید، وقتی شما حس کنید یک‌چیزی کم دارید، باید خودتان دنبال آن بروید تا آن را به دست بیاورید. برای مثال وقتی شما در ماه دو میلیون خرج دارید، وقتی‌که یک‌میلیون و هشت‌صد تومان درآمد داشته باشید، مجبور می‌شوید، تلاش خود را برای آن دویست هزار تومان بیشتر کنید ولی وقتی دو میلیون خرج دارید و ده میلیون تومان درآمد، چه اتفاقی می‌افتد؟ هشت میلیون را باید دور بریزید، فکر کنید که اصلاً بانک هم وجود نداشته باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟ مجبورمی شوید آن پول را هدر بدهید، به همین دلیل متادون نگه‌دارنده است ولی اپیوم است که می‌تواند انسان را به درمان برساند. به خاطر همین در کنگره 60 ما از تریاک دفاع می‌کنیم، از درمان اعتیاد دفاع می‌کنیم.

 درسی دی چند مسئله مطرح‌شده که خواست، تقدیر و فرمان است، بعضی‌اوقات ما همه‌چیز را به تقدیر وصل می‌کنیم، درست است که همه‌چیز تقدیر است ولی تقدیر چیزی است که ما با خواست خودمان به وجود آورده‌ایم، برای مثال کسی که مواد مصرف می‌کند، خواستش مصرف مواد و لذت بردن است، تقدیر آن‌هم معتاد شدن است، نمی‌توانی وقتی به آن مرحله برسی، مقصر را در وادی‌ها بگردی و بگویی مقصر خداوند است، درست است که می‌گویند: هیچ برگی بدون اذن خداوند نمی‌افتد ولی وقتی خدا برگ را خلق می‌کند، اذن افتادن هم به آن می‌دهد. وقتی خداوند انسان را خلق کرد، اجازه حرکت در ضد ارزش و صراط مستقیم را برای او صادر کرد، به‌واسطه‌ی اختیاری که به او تفویض کرد. منتها من هر جا کار درست انجام می دهم، خودم کردم ولی وقتی کار نادرست انجام می دهم، آن را گردن دیگران می اندازم، در نهایت تقدیر من این بود که معتاد شوم، چون مواد مصرف کردم.

 این‌طور نیست که ما بخواهیم همیشه با تقدیرمان سر کنیم، تقدیر قابل‌تغییر است، درصورتی‌که خواستِ درون من تغییر کند، برای مثال الآن که همه‌ی ما دورهم نشسته‌ایم، یک نفر از سیگار رهاشده، یک نفر سیگار می‌کشد و یک نفر اصلاً نمی‌خواهد که سیگار نکشد و یک نفر تلاش می‌کند که سیگار نکشد؛ یعنی هرکدام از ما خواسته‌هایمان باهم متفاوت است و تقدیرمان نیز باهم متفاوت است. اذن خداوند برای انسان‌ها صادر می‌شود که در مسیر صراط مستقیم یا ضد ارزش‌ها قرار بگیرند، پس فرمان چیزی است که در دو مسیر صادرشده است. من بر اساس خواست خودم انتخاب می‌کنم و بر اساس انتخاب من تقدیر من رقم می‌خورد، اگر من جایی به‌غیراز درون خودم دنبال چیزی بگردم به بیراهه می‌روم، اگر به غیر از خودم، کس دیگری را برای اشتباهاتم هدف قرار بدهم، به بیراهه می‌روم ولی خواست و تقدیر برای انسان هزینه و خرج دارد و این‌طور نیست که به مفت به من چیزی را بدهند، من بارها گفتم که بهترین راه تسلیم شدن است.

ما زمان خماری می‌فهمیم که چه چیزی را ازدست‌داده‌ایم. زمانی که شما تریاک می‌کشید، نشئگی را به دست می‌آورید ولی نمی‌دانید که چه چیزی را از دست می‌دهید تا چه زمانی؟ تا زمانی که تریاک نکشید، آن موقع می‌بینید، بدن‌درد گرفتید، چرا؟ چون سیستم ضد درد بدن خود را ازدست‌داده‌اید. می‌بینید بی‌خوابی گرفتید، چرا؟ چون مدار خواب شما ازدست‌رفته است، افسردگی گرفتید، چون مدار پاداش شما ازدست‌رفته، پس زمانی که کاری را انجام می‌دهیم، نمی‌دانیم با چه چیزی داریم آن را عوض می‌کنیم.

 سیگار هم به همین شکل است، زمانی که  سیگار می‌کشیم، چند چیز را از دست می‌دهیم؛ مثلاً سیستم اعصاب، تمرکز، آرامش و سیستم گوارش را از دست می‌دهیم ولی متوجه نمی‌شویم، چرا؟ چون تدریجی از دست می‌دهیم. وقتی یک‌دفعه قطع می‌کنیم، همه‌ی آن به سرمان می‌ریزد و متوجه می‌شویم که نمی‌توانیم تمرکز کنیم، پرش افکار پیدا می‌کنیم و عصبانی می‌شویم، همه‌ی این‌ها اتفاق می‌افتد، ساختار منفی همین است با بهای بسیار سنگین به شما می‌فروشد. شما وقتی مواد مصرف می‌کردی آن روز نمی‌دانستی که چه چیزی را از دست می‌دهی ولی وقتی مصرف می‌کنی باید پول بدهی، یک بس مواد بخری و سیستم شبه افیونی خودت را جایگزین کنی. سیگار را باید نخی بخری، اعصابت را درست کنی، نخی بخری، تمرکزت را برگردانی، نخی بخری، گوارشت را برگردانی. خارج شدن از مسئله سیگار مجانی نیست و بها دارد. من که اینجا نشستم، بهای آن را پرداختم، اگر یکجا به من فشار آمده، تحمل کردم.

در کنگره شاید بگوییم: درمان به‌راحتی اتفاق می‌افتد ولی مفت به دست نمی‌آید. بچه‌هایی که در سفر دوم هستند، این‌طور نبوده که به‌دروغ وارد سفر دوم شوند. من در لژیون می‌گویم که در خوش‌بینانه‌ترین حالت از ده نفر که به کنگره می‌آیند، یک نفر از آن‌ها متعادل باقی می‌ماند؛ یعنی از صد نفر، چهار نفر به تعادل نسبی می‌رسند، بقیه قطع مصرف می‌شوند وزندگی‌شان را می‌کنند، ایرادی هم ندارد، چون ما دنبال آن نیستیم که همه بیایند و به آن حداقل برسند. از دیدگاه من حد اعلاء، رسیدن به تعالی است نه تعادل، این‌که انسان در همه‌ی مسائل پاسخ‌گو باشد.

 در سی دی، مثال رود ر ا می‌زند که زندگی ما همان رود است و در جریان است، خوش‌بینانه‌ترین حالت این است که به تزکیه و پالایش و زلالی برسد ولی یکجایی می‌بینی آلودگی وارد انسان می‌شود، این‌ها اجتناب‌ناپذیر هستند ولی می‌شود با کشیدن کانال روی خودمان از آن‌ها دوری کرد. یکجایی انسان باید مادیات را نبیند و رد شود حتی دیدنش هم ضرر دارد. می‌گویند، فکر کردن به گناه از خود گناه بدتر است، چرا؟ چون افکار انسان آلوده می‌شود، پس اگر آلودگی درون شما وارد شد، با سعی و تلاش و سختی می‌شود از آن رهایی پیدا کرد ولی نه به مفتی. هر چه مسیر رود پرپیچ‌وخم باشد، زلال‌تر می‌شود، چون تصفیه می‌شود و آشغال‌های آن گرفته می‌شود.

 انسان هم همین‌طور، هر چه مسیر زندگی‌اش پرپیچ‌وخم تر باشد، آبش زلال‌تری می‌شود، شاید مادیات و معنویات به حد اعلاء نرسد ولی تا جایی که آموزش‌هایی که موردنیازش بوده را دریافت کند، این دو می‌تواند انسان را حفظ کند. پس بهای هر چیزی را که می‌خواهید به دست بیاورید، ببینید چه قدر زمان برای آن گذاشتید. ماسال‌ها سیگار کشیدیم که چیز کمی  نیست، اگر بخواهیم یک هفته، ده روز سختی تحمل نکنیم و لغزش کنیم، انسان پرتوقعی هستیم. بعضی‌اوقات ما اشتباهی را انجام می‌دهیم که آن اشتباه به اطرافیانمان بسط پیدا می‌کند. بهترین راه کوتاه آمدن و معذرت‌خواهی کردن است، چون در آینده چیزی از انسان باقی نمی‌ماند، به‌جز حسی که از خود برای دیگران باقی می‌گذارد. جاهایی که من پیش‌قدم شدم و اشتباه خودم را جبران کردم، ارج‌وقرب من خیلی بالاتر رفته است. یکجاهایی با کوتاه آمدن از یک سری حواشی جلوگیری می‌شود که شاید وارد شدن به آن خسارتش بیشتر باشد، قبول کردن اشتباه هنر می‌خواهد.

یکی از چیزهایی که برای ترک سیگار اتفاق می‌افتد، افرادی پیش من می‌آمدند و می‌گفتند: ما زود به هم می‌ریزیم، من هم چند نسخه گیاهی داشتم و به آن‌ها می‌دادم  ولی به آن‌ها می‌گفتم، چون حس شما حس پرخاشگری است، اگر کسی پیش‌قدم شد و به شما حمله‌ور شد، بدان مقصر خودتو هستی، چون حس تو حس آلوده‌ای است، شاید نخواهی درگیر شوی ولی دیگران فکر می‌کنند تو می‌خواهی، درگیرشی، درصورتی‌که شاید قیافه شما این‌طور باشد. 

تهیه و تنظیم: مسافر میلاد نیک‌روش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)




طبقه بندی: کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت، 
برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، رود، خواست، تقدیر، فرمان، نمایندگی رودکی،  

تاریخ : چهارشنبه 12 مهر 1396 | 02:11 ب.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو