لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه کتاب

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه کتاب


کاری که مواد مخدر یا سیگار انجام می‌دهد، به همین شکل است، ظاهر لذت را برای ما به شکل دیگری موجه می‌کند یا حجابی بر ساختار منفی می‌گذارد و می‌گوید: این ساختار مثبت است. وقتی شما مواد مصرف می‌کنید یا سیگار می‌کشید، لذت می‌برید و می‌گویید: چون من لذت می‌برم و حس خوبی به من دست می‌دهد، پس این ساختار، ساختار مثبتی است ولی ماهیت آنچه زمانی مشخص می‌شود؟ زمانی که نقاب از چهره‌اش برداشته شود، زمانی که در انتهای کار ببینم، ثمر کار چه چیزی است.


به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ:  1396/06/21 از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی (شهر قدس) ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی: آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای میلاد نیک‌روش و دبیری: آقای حسین جعفری با دستور جلسه "کتاب "رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

افرادی که به اردوی کنگره 60 آمده بودند، می‌دانند که اسم اردو، اردوی آموزشی و تفریحی در شرایط سخت است که برای من مانند یک زندگی می‌ماند. درواقع درون آن‌هم آموزش، هم تفریح و هم شرایط سخت است، منتها برای من بیشتر تفریح است، چرا؟ به خاطر نوع نگاهی که من به اردو داشتم. بعضی‌اوقات در زندگی دچار سختی و مسئله‌ای می‌شویم و می‌گوییم: چه موقع این مسئله تمام می‌شود و بالاخره به‌راحتی آن زمانی که در اختیار ما قرار دارد، تمام می‌شود ولی مهم این است که ما در آن زمان کوتاه، چه چیزی برداشت می‌کنیم. من وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، در مدت دو، سه دقیقه می‌توانم، همه‌ی آن را مرور کنم؛ از بچگی تا الآن. شاید در بعضی جاها یا در یک پیچ خطرناک اتفاقی برای شما می‌افتد و دقیقاً کل زندگی در ذهن شما مرور می‌شود و شما از بیرون نگاه می‌کنید که چه چیزی کاشتید و چه چیزی برداشت کردید.

 اردو زمان خوبی است، انشا الله تا سال آینده همه‌ی شما از سیگار رها شوید و بتوانید در اردو شرکت کنید. در اردوی بلده سیصد و خورده‌ای نفر در کنار هم دیگر بودیم و لذت بردیم، بدون این‌که اینترنت، تلفن و یا امکانات رفاهی باشد، در رودخانه شنا می‌کردیم و در چادر هم می‌خوابیدیم. به‌نوعی می‌شود، گفت: زیباترین لحظات زندگی انسان همان‌جا است، چون انسان سیصد و شصت روز سال با تمام امکانات زندگی می‌کند و نمی‌فهمد چه‌کاری انجام داده است ولی آن‌یک هفته که هیچ امکاناتی ندارد، جزء خاطرات پررنگ زندگی‌اش می‌شود. آموزشی که اردو برای من داشت، این بود که هر بدی یا اتفاقی که می‌افتد، یک‌زمانی دارد و آن زمان سپری می‌شود و درنهایت چیزی که می‌ماند این است که من چه چیزی برداشت می‌کنم.

سی دی کتاب، یک سری نکات را مطرح می‌کند که اولین نکته این است که اگر ما صور آشکار را از بین ببریم، صور پنهان به شکل دیگر و قوی‌تر از قبل شکل می‌گیرد. مثلاً وقتی می‌خواهند، موی شخصی پرپشت شود، او را کچل می‌کنند، صور آشکار آن موقعی است که شخص کچل می‌شود ولی صور پنهان آن قوی‌تر از قبل می‌شود تا بتواند رشد کند. دقیقاً در تمام مسائلی که ما با آن حساب داریم، به همین شکل است. اعتیاد و یا هر کار ضد ارزش دیگر و یا هر ساختاری که می‌خواهیم آن را از بین ببریم، نمی‌توانیم فقط صور آشکارش را از بین ببریم، چون صور پنهان سر جای خودش قرار دارد. اگر به هر عضو یا مسئله‌ای به‌صورت ریشه‌ای نگاه کنیم و بتوانیم آن را بشناسیم، می‌توانیم آن را برطرف کنیم و دیگر به مشکل برنمی‌خوریم. زمانی که یک درخت را از ریشه دربیاوریم، دیگر وجود ندارد که بخواهد رشد کند یا زمانی که به اعتیاد به‌صورت ریشه‌ای نگاه کنیم و آن را می‌شناسیم که به چه جاهایی آسیب‌زده است و به چه روشی می‌شود، آن را از بین برد، زمانی که درمان اتفاق می‌افتد، خودبه‌خود می‌بینیم که اعتیادی وجود ندارد که بخواهیم به آن انرژی بدهیم یا انرژی ندهیم یا بها بدهیم یا بها ندهیم.

 نکته‌ی دیگری که در سی دی، مطرح می‌شود؛ بحث الگوبرداری از طبیعت است. اگر درخت را نگاه کنیم، الگویی از طبیعت است. ما در کنگره می‌گوییم: روش ما روش الگویی است و هر کاری که انجام می‌دهیم، الگوی آن را از طبیعت گرفته‌ایم. مثالی که جناب مهندس می‌زند؛ بحث اتم است که‌اتم یک ساختار منفی دارد که الکترون نام دارد، یک ساختار مثبت دارد که پروتون نام دارد و یک ساختار خنثی دارد که نوترون نام دارد، نوترون و پروتون همیشه کنار هم هستند ولی الکترون است که درون این ساختار می‌چرخد و نمی‌توان گفت چند الکترون در اتم وجود دارد. همان‌طور که در فیزیک تقسیم کردند، اتم فضای پر ندارد و بیشتر آن فضای خالی است؛ یعنی ساختار جسم انسان، ساختار ماده و ساختار هستی از فضای خالی شکل‌گرفته است که ساختار منفی و مثبت به آن ماهیت می‌دهد، حالا این ساختار منفی و مثبت می‌تواند هر چیزی باشد.

جناب مهندس در سی دی، از کتاب نام می‌برد، کتاب ساختار مثبت، منفی و خنثی دارد. خیلی از نویسندگان، شاعران یا خواننده‌هایی هستند که اثری را خلق کردند و آن اثر باعث شده، یک سری از افراد ارتقاء پیدا کنند و یا از بین بروند و آن اثر را هنرمی نامند، درصورتی‌که تعریفی که ما در کنگره از هنر داریم، چنین چیزی نیست و هنر را فن می‌دانیم. هنر چیزی است که حقیقتی را در کوچک‌ترین ساختار ممکن ارائه کند و قابلیت ارتقای انسان را داشته باشد. برای مثال کسی که می‌گوید: جایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، تاریک است و باعث می‌شود ناامیدی درون انسان‌ها شکل بگیرد، حقیقت را بیان نمی‌کند، درواقع پوشش و حجابی را بر چهره واقعیت گذاشته و آن را به اسم واقعیت به دیگران ارائه می‌کند.

کاری که مواد مخدر یا سیگار انجام می‌دهد، به همین شکل است، ظاهر لذت را برای ما به شکل دیگری موجه می‌کند یا حجابی بر ساختار منفی می‌گذارد و می‌گوید: این ساختار مثبت است. وقتی شما مواد مصرف می‌کنید یا سیگار می‌کشید، لذت می‌برید و می‌گویید: چون من لذت می‌برم و حس خوبی به من دست می‌دهد، پس این ساختار، ساختار مثبتی است ولی ماهیت آنچه زمانی مشخص می‌شود؟ زمانی که نقاب از چهره‌اش برداشته شود، زمانی که در انتهای کار ببینم، ثمر کار چه چیزی است. برای مثال کسی که آهنگی را می‌سازد ولی یک سری از افراد با شنیدن آن خودکشی می‌کنند، ثمر آن ساختار منفی است. وقتی کسی کتاب می‌نویسد و یک سری افراد با خواندن آن از صراط مستقیم خارج می‌شوند، ثمر آن ساختار منفی است. اعتیاد و سیگار هم به همین شکل است، لذت دارد و خیلی جاها ممکن است، انسان را تأیید کنند ولی ثمر آن ساختار منفی است و روزی متوجه آن می‌شویم که خیلی چیزها را در زندگی ازدست‌داده‌ایم.

نکته‌ی دیگری که جناب مهندس در سی دی بیان می‌کند، این است که ما باید به چراهای زندگی خود برسیم. شاید درون ما سؤالاتی باشد که فقط درون خود ما است و کشف آن‌ها دست خود ما است. بعضی مسائل درون خود ما است و باید وارد آن بشویم و دلیل آن را بدانیم. در بحث خودشناسی و شناخت درون انسان، برای مثال ادیان می‌گویند: اگر شما بمیرید، این اتفاقات برای شما می‌افتد ولی به بعضی از مسائل باید خود ما برسیم، برای رسیدن به حقیقت دو راه وجود دارد؛ شریعت و طریقت. راه شریعت راحت است ولی کدام‌یک از ما آن را انجام می‌دهیم؟ شاید تعداد کمی از افرا د باشند که آن چیزی که شریعت گفته را انجام بدهند. شریعت گفته نماز بخوان، روزه‌بگیر ولی انسان به بهانه‌های مختلف از انجام آن‌ها سر باز می‌زند، به خاطر این‌که از درون نپذیرفته که چرا باید این کارها را انجام بدهد. چرا نباید سیگار بکشد، چرا نباید مواد مصرف کند. این سؤالات در درون انسان است. راحت‌ترین راه، شریعت است ولی سخت‌ترین راه این است که با پای پیاده این مسیر را تجربه کنیم و به واقعیت موضوع برسیم که هر دو ارزشمند است و بستگی دارد که ما در چه ساختاری قرارگرفته باشیم و چه چیزی به دست بیاوریم.

بخش آخر سی دی، در مورد مشارکت کردن است، افرادی که در مشارکت از ضمیر جمع استفاده می‌کنند، اعتقادی به حرف‌های خودشان ندارند و نمی‌خواهند آن را انجام بدهند و دنبال این می‌گردند که افراد دیگر آن را انجام بدهند و این حکم سرزنش کردن یا نصیحت کردن را دارد و ارزش مشارکت را از بین می‌برد. اگر من در مشارکت‌ها از ضمیر من استفاده کنم، آن موقع اثر و انرژی مشارکت هم به دیگران و هم به خودم برمی‌گردد.

تهیه و تنظیم : مسافر میلاد نیکروش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)




طبقه بندی: کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت، 
برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، کتاب، اردو بلده، مشارکت، هنر، الگوبرداری از طبیعت،  

تاریخ : چهارشنبه 22 شهریور 1396 | 11:13 ق.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو