لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه پیشگامان

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ با دستور جلسه پیشگامان

پس اگر من بخواهم اعتیاد را درمان کنم، باید هم شناخت از انسان داشته باشم و هم شناخت از مواد مخدر. ما تا حدودی از مواد مخدر شناخت داریم ولی شناخت انسان به این سادگی نیست، به قول آقای مهندس، انسان کوه یخی است که شما ظاهر و بخشی از آن را می‌بینید، شاید نودوپنج درصد آن زیرآب و پوشیده باشد.


به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ:  1396/05/31 از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی (شهر قدس) ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی: آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای میلاد نیک‌روش و دبیری: آقای حسین جعفری با دستور جلسه"پیشگامان "رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

بعضی از بچه‌های خدمتگزار نه‌تنها در لژیون و جلسات حضور پیدا نمی‌کنند؛ بلکه سی دی هم گوش نمی‌دهند، این افراد در اصل هیچ ارتباطی با کنگره ندارند. هدف من از آمدن به کنگره آموزش گرفتن است، اگر قرار است به کنگره بیایم و آموزش نگیرم خدمتی که می‌کنم به هیچ دردی نمی‌خورد، پس لازم است حداقل هفته‌ای یک جلسه در لژیون باشیم و سی دی هم گوش بدهیم. نکته‌ای که سی دی پیشگامان داشت در رابطه با ستار بودن یا پنهان‌کاری است، جناب مهندس در سی دی مطرح می‌کند که پنهان‌کاری سه ضلع دارد؛ اینکه ما چیزی را برای همیشه پنهان می‌کنیم، چیزی را هم موقتاً پنهان می‌کنیم و یا چیزی را بی‌خودی پنهان می‌کنیم. این مسئله روی خوب هم دارد، ما می‌گوییم: خداوند ستارالعیوب است و عیب بندگان خود را می‌پوشاند. گاهی پنهان‌کاری بد نیست و دلیلی ندارد که ما یک سری از مطالب را بازگو کنیم و به دیگران بگوییم. مثالی که جناب مهندس درسی دی می‌زند، این است که اگر هندوانه را زیرآب نگه‌دارید، شاید نیم ساعت اول کار سختی نباشد ولی به‌مرورزمان توان انسان کمتر می‌شود و نگه‌داشتن آن زیرآب انرژی زیادی از انسان می‌گیرد. ما باید ببینیم چیزی که مخفی می‌کنیم انرژی زیادی از ما می‌گیرد یا نه. اگر کسی خطا کند من باید خطا و عیب او را بپوشانم حتی من در جلسات مرزبانی هم گفتم که لازم نیست هر نکته‌ای را به من بگویید، اگر فردی درست شد که هیچ ولی اگر درست نشد زمان او را درست می‌کند.

ما بعضی‌اوقات یک سری چیزها را بی‌دلیل مخفی می‌کنیم؛ یعنی یک سری صفات درون انسان است، مثلاً خساست درون فردی است و برای اینکه آن را مخفی کند، هزینه و انرژی زیادی را بابت آن پرداخت می‌کند؛ یعنی بی‌خودی دست‌ودل‌بازی می‌کند تا سرپوشی باشد، برای خساست او یا مثلاً درون فردی نفرت زیادی است و به‌دروغ ادای محبت کردن به دیگران را درمی‌آورد، درصورتی‌که آن حس باید از درون تغییر کند و این‌طور نیست که من با پرداخت انرژی یا بهای مضاعف یا انجام عمل مخالف، آن را از بین ببرم یا درون خودم پنهان کنم. بعضی چیزها را ما بی‌خودی مخفی می‌کنیم، طرف هرروز مواد مصرف می‌کند، وقتی از او سؤال می‌کنم که آخرین باری که مصرف کردی کِی بود؟ فکر می‌کند و می‌گوید: یک هفته پیش، یک هفته بعد دوباره همین سؤال را می‌کنم و او بعد از فکر کردن، می‌گوید: یک هفته پیش. این مسائلی است که خصوصاً در کنگره 60 باعث می‌شود، انرژی زیادی از ما گرفته شود.

اگر دقت کنیم، در جلسه کسی که می‌گوید: من کراکی، هروئینی یا شیشه‌ای هستم، برای او دست می‌زنند و او را تشویق می‌کنند و چیزی نیست که ما بخواهیم از هم پنهان کنیم، شاید در بیرون از کنگره با فردی که بگوید: من مصرف‌کننده هستم برخورد شود و با سنگ او را بزنند ولی زمانی که در کنگره 60 می‌فهمیم که مصرف مواد یا دارو جزئی از درمان است، دیگر به خاطر آن خود را سرزنش نمی‌کنیم، مگر اینکه خطایی انجام دهیم و روی آن تأکید داشته باشیم. بعضی‌اوقات فردی اشتباه می‌کند و می‌گوید: اشتباه کردم ولی بعضی‌اوقات فردی اشتباه می‌کند و نمی‌گوید اشتباه کردم و روی اشتباه خود تأکید دارد، در چنین مواقعی فرد یا آن اشتباه را دوست دارد یا فکر می‌کند، می‌تواند اشتباه خود را درست کند. گاهی اشتباه انسان را از آموزش دور می‌کند چه چیزی ما را از آموزش دور می‌کند؟ منیت، یکجایی منیت داریم و فکر می‌کنیم، خودمان توان انجام کار یا توان اصلاح کار راداریم که باعث می‌شود از آموزش فاصله بگیریم. زمانی که می‌بینیم،"نمی‌توانیم" ترس و ناامیدی به سراغ ما می‌آید و ما متوجه می‌شویم که از مسیر خارج‌شده و تبدیل به سَرباز نیروی منفی شدیم و در جهت مقابل کار می‌کنیم.

 نکته بعدی، بحث پیشگامان بود که شکر خدا کنگره 60 هم جز پیشگامان مبارزه یا راهنما درمان اعتیاد است. در تمام دنیا هفته‌ای داریم به نام هفته‌ی مبارزه با مواد مخدر که کارناوالی راه می‌اندازند و جشنی را بر پا می‌کنند و سپس دو تن مواد را آتش می‌زنند ولی من تابه‌حال ندیدم که با آتش زدن مواد، فردی درمان شود. در رابطه با اعتیاد هرکسی یک‌راه کاری به انسان می‌دهد، به خاطر همین همه فکر می‌کنند که "می‌دانند". مثلاً یکی می‌گوید: اعتیاد بیماری روانی است یا یکی می‌گوید: بیماری بی‌ارادگی یا بی‌غیرتی است، درصورتی‌که اعتیاد هیچ ربطی به این مسائل ندارد. جناب مهندس می‌گوید: کسی که می‌خواهد اعتیاد را درمان کند، باید شناخت کافی روی انسان و مواد مخدر داشته باشد. شاید این مثال را شنیده باشید که از ازدواج بین انسان و مواد مخدر، فرزند ناخلفی به وجود می‌آورد، به نام اعتیاد.

 پس اگر من بخواهم اعتیاد را درمان کنم، باید هم شناخت از انسان داشته باشم و هم شناخت از مواد مخدر. ما تا حدودی از مواد مخدر شناخت داریم ولی شناخت انسان به این سادگی نیست، به قول آقای مهندس، انسان کوه یخی است که شما ظاهر و بخشی از آن را می‌بینید، شاید نودوپنج درصد آن زیرآب و پوشیده باشد. صور آشکار انسان پنج درصد است، ماهیت اصلی انسان نودوپنج درصد، صور پنهان او است، اگر ازلحاظ ظاهری نگاه کنید، همه‌ی انسان‌ها دست، پا، چشم دارند و ظاهر همه‌ی انسان‌ها یکسان است ولی باطن مثلاً یکی را تبدیل به هیتلرمی کند، یکی را تبدیل به مولانا می‌کند، یکی را تبدیل به انیشتین می‌کند و یکی را تبدیل به لوئی پاستور می‌کند. چه چیزی باعث می‌شود انسان‌ها باهم تفاوت داشته باشند، صور پنهان و درونشان. کسی که درون را بشناسد، قطعاً می‌تواند بیماری‌های انسان را نیز درمان کند. هزار ضد ارزش از اعتیاد بیرون می‌آید، فقط این نیست که مصرف مواد مخدر یا سیگار خرج زیادی دارد بلکه ماهیت و شخصیت انسان را نیز تغییر می‌دهد.

در سی دی ویروس در رابطه با این مسئله صحبت کردیم، ویروس جان دار نیست؛ یعنی یک موجود غیر ارگانیک است ولی وقتی در کنار موجود زنده قرار می‌گیرد، موجود زنده واکنش نشان می‌دهد. برای مثال ویروس ایدز زنده نیست ولی وقتی روی سلول زنده قرار می‌گیرد، سلول را تبدیل به سَرباز دشمن می‌کند. مواد مخدر هم به همین شکل است ماهیتی از خودش به‌عنوان موجود زنده ندارد ولی وقتی در کنار موجود زنده قرار می‌گیرد، واکنش سومی از موجود سَر می‌زند.

کل صحبتی که این سی دی داشت این است که ما در همه‌ی مسائل نیاز به پیشگام داریم، کنگره 60 در درمان اعتیاد و درمان سیگار پیشگام دارد. زمانی که ما این ابزار را در اختیارداریم، باید قضاوت کردن را کنار بگذاریم. حس لژیون سیگار با حس لژیون مواد مخدر کاملاً متفاوت است، درست است آموزش یکی است ولی برداشت‌ها متفاوت است. در بحث مالی ما باید لژیون مالی تشکیل دهیم تا وضع ما خوب شود، چون جهت آن لژیون، جهت مالی است، جهت لژیون سیگار، درمان سیگار است، جهت لژیون درمان اعتیاد، درمان اعتیاد است. بودن در لژیون کمک می‌کند که من به دانایی و رهایی برسم. ما باید در کنگره قضاوت کردن را کنار بگذاریم، در کنگره مسیر مشخص است و پیشرو اصلی خداوند است و هیچ فردی در مسئله اعتیاد پیشرو نیست.

تهیه و تنظیم : مسافر میلاد نیکروش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)


برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، پیشگامان، شناخت انسان، قضاوت، نمایندگی رودکی (شهرقدس)،  

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1396 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو