لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت؛ سی دی هنر دو

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت؛ سی دی هنر دو

 

ما در کنگره می‌گوییم: ارجحیت با درمان است، حتی به خانواده هم ارجحیت دارد و اگر خانواده هم نخواهد من درمان شوم، من باید درمان شوم. در سفر اول درمان به کار و تحصیل هم ارجحیت دارد ولی در سفر دوم مسئله فرق می‌کند، وقتی درمان شدی، یک سری چیزها اولویت پیدا می‌کند، باید ببینی خانواده اولویت دارد یا تحصیل یا کار و آن‌ها را مدنظر قرار بدهی، پس فرق انسان با سایر موجودات در این است که بین رفتن به سمت فسق و فجور و تقوا قدرت انتخاب و اختیار دارد.


به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ:1396/04/13از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی(شهرقدس) ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی : آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای حسین قاسمی  و دبیری موقت: آقای مجید  با دستور جلسه " سی دی هنر دو "رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

استاد در ابتدا فرمودند: نکته‌ای که آقای امین در سی دی هنر دو مطرح کردند؛ روش تدریجی روزه گرفتن است، چون تغییرات در انسان تدریجی صورت می‌گیرد. آقای امین می‌فرماید: کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم، باید در ابتدا قابل‌اجرا باشد و دوم ایجاد علاقه کنیم؛ یعنی آن کار را ساده و ایجاد انگیزه کنیم. برای مثال سیگار کشیدن برای انسان جاذبه دارد، من وقتی سیگار می‌کشیدم، می‌گفتم: سیگار شخصیت مرد است و مردِ بدون سیگار اصلاً معنی ندارد.

دیروز در آکادمی بودم، جناب مهندس دستور جلسه این هفته را هفته‌ی بدون دخانیات نام نهاد. هفته‌ی قبل هم هفته‌ی مبارزه با مواد مخدر نام داشت که در کنگره ما می‌گوییم: هفته‌ی عادی از اعتیاد ولی بیرون از کنگره چون نمی‌دانند اعتیاد چیست، اسم آن را هفته‌ی مبارزه با مواد مخدر می‌گذارند.

 پس برای انجام یک کار در ابتدا باید قابل انجام بود ن آن کار را در نظر بگیریم و بعد ایجاد جاذبه کنیم. ترک کردن سیگار راحت است، برای چه کسی؟ برای کسی که خواسته انجام آن را داشته باشد، برای کسی که جاذبه داشته باشد. یک روز در لژیون جناب مهندس بودیم، فردی آمد و گفت: من هر کاری برای ترک سیگار کردم ولی سیگار را نمی‌شود ترک کرد. مهندس در جواب گفت: ما کردیم، شد. وقتی یک نفر می‌تواند، کاری را انجام دهد، قطعاً آن توانایی درون افراد دیگر نیز هست، منتها فرق انسان‌ها در میزان خواسته آن‌ها است. اگر من بخواهم، قطعاً توانایی انجام آن را پیدا می‌کنم که همان ایجاد علاقه کردن است.

در کنگره ما چه طور ایجاد علاقه کردیم؟ چون سیگار جاذبه داشت و خیلی از افراد از تخریب آن آگاهی نداشتند بااینکه می‌دانیم بیشترین آمار مرگ‌ومیر و بیماری‌ها به خاطر مصرف سیگار است ولی همیشه مرگ را برای همسایه می‌دانیم و فکر نمی‌کنیم، روزی برای خودمان نیز اتفاق می‌افتد. مهندس از یک جاذبه استفاده کرد تا هر فردی که سیگار می‌کشید، علاقه درمان سیگار درون او اتفاق بیفتد، وقتی این اتفاق می‌افتد، انسان تازه متولد می‌شود، پس روش الگویی را در کارهای دیگر نیز می‌توان استفاده کرد.

نکته بعدی در رابطه با دستور جلسه‌ی هفتگی بود که وادی دهم است. وادی دهم می‌گوید: صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است. بیرون از کنگره همه معتقد هستند که اعتیاد بیماری است؛، پیش‌رونده، مرموز و لاعلاج. اعتیاد فقط مصرف مواد مخدر نیست، بعضی‌اوقات ما چون شناخت نداریم فکر می‌کنیم فقط فرد هروئینی معتاد است. من زمانی سیگاری می‌کشیدم، می‌گفتم: تریاک اعتیادآوراست، وقتی تریاکی شدم، می‌گفتم هروئین لقمه نامرد است و کسانی که هروئین می‌کشند، همه معتاد هستند، بعد هروئینی شدم؛ یعنی هر چیزی را که می‌گفتم بد است، دقیقاً اولین کسی که با آن حساب پیدا می‌کرد، خود من بودم؛ یعنی از هر چه دیگران را نهی کردم، برای خودم اتفاق افتاد. چرا؟ چون حساب من با اعتیاد بود، آن چیزهایی که اعتیاد نمی‌دانستم و قبول نداشتم. خداوند کاری کرد که چیزی که نمی‌دانستم اعتیاد است باپوست و گوشت و استخوانم تجربه کنم تا درنهایت سیگار که می‌گفتم سیگار که معتاد نمی‌کند ولی سیگار بدترین تخریب‌ها را داشت و من بیشترین بیمارستان‌ها را به خاطر سیگار رفتم، نه به خاطر مواد مخدر.

پس درک برای من اتفاق افتاد که در سی دی، آقای امین مثال می‌زند و می‌گوید: این وادی دو سر دارد. یکی از شاهکارهای این وادی این است که می‌تواند انسان را از بالای بالا به پایین و از پایین پایین به بالا بکشد. اگر باور داشته باشیم، می‌توانیم تغییر کنیم، چون قدرتی به نام اختیارداریم که فقط انسان از آن بهره‌مند‌است و به سایر موجودات اختیار تفویض نشده است. وقتی انسان خلق شد، خداوند او را بر سر دوراهی قرارداد؛ دوراهی فسق و فجور و تقوا که انسان می‌تواند در هر مسیری که بخواهد، حرکت کند و خداوند هم او را کمک می‌کند.

 در این سی دی، آقای امین مطرح می‌کند که فرق سایر موجودات با انسان این است که سایر موجودات خواسته‌ای که ارجحیت داشته باشد را انجام می‌دهند ولی انسان اولویت‌بندی دارد، به خاطر اینکه از عقل بهره‌مند‌است. برای مثال اگر یک نفر گرسنه باشد و بچه او هم گرسنه باشد، سعی می‌کند اول به بچه‌اش غذا بدهد ولی کسی که در مرحله‌ی حیوانی و نفس اماره باشد، اول به خواسته‌های خودش پاسخ می‌دهد، وقتی خمار است، می‌رود مواد مصرف می‌کند و به هر ترتیبی خواسته‌ی خودش را به اجرا درمی‌آورد ولی انسان اگر به مرحله‌ی انسانی واردشده باشد و به مرحله میانی رسیده باشد، خواسته‌های خود را اولویت‌بندی می‌کند، همیشه قوی‌ترین خواسته‌اش را پاسخ نمی‌دهد؛ بلکه همیشه ارجح‌ترین خواسته‌اش را پاسخ می‌دهد. برای مثال ما در کنگره می‌گوییم: ارجحیت با درمان است، حتی به خانواده هم ارجحیت دارد و اگر خانواده هم نخواهد من درمان شوم، من باید درمان شوم. در سفر اول درمان به کار و تحصیل هم ارجحیت دارد ولی در سفر دوم مسئله فرق می‌کند، وقتی درمان شدی، یک سری چیزها اولویت پیدا می‌کند، باید ببینی خانواده اولویت دارد یا تحصیل یا کار و آن‌ها را مدنظر قرار بدهی، پس فرق انسان با سایر موجودات در این است که بین رفتن به سمت فسق و فجور و تقوا قدرت انتخاب و اختیار دارد.

یکی دیگر از شاهکارهای وادی دهم که آقای امین راجع به آن صحبت می‌کند، چرخه‌ی تفکر سالم، ایمان سالم و عمل سالم است؛ یعنی وقتی ما شروع به تفکر می‌کنیم، ایمان در ما به وجود می‌آید، ایمان سالم هم باعث می‌شود، عمل سالم به وجود بیاید. عمل سالم چیست؟ گوش کردن به حرف راهنما، قطعاً خیلی از ما که اینجا هستیم راه‌های مختلفی را امتحان کردیم ولی چرا از کنگره سر درآوردیم؟ چون همه‌ی راه‌هایی که رفتیم، اشتباه بود. جایی که آدم چیزی را بلد نیست، بهترین کار پرسیدن است. اگر آدرسی را بلد نیستی، باید بپرسی، اگر بخواهی خودت پیدا کنی، باید تک‌تک کوچه‌پس‌کوچه‌ها را بروی تا بتوانی به هدفت برسی. دو سه هزار سال است که مردم کوچه‌پس‌کوچه‌ها را می‌روند ولی یک‌دفعه آقای مهندس مسیر اصلی را پیدا می‌کند و می‌گوید: من مسیر را پیدا کردم. سپس من را نیز همراه خودش می‌برد. اگر من هم تجربه دو، سه‌هزارساله اعتیاد بشریت را تکرار کنم، دیگر نام آن نمی‌شود زایش بلکه حماقت نامیده می‌شود.

 وقتی راه و راهنما است، خیلی راحت من حرکت می‌کنم و به انتهای آن می‌رسم. پس عمل سالم گوش کردن به‌فرمان راهنما و اجرا کردن تک‌تک مسائلی است که او مطرح می‌کند، شاید جایی فرمان راهنما برای من خوشایند نباشد، مثلاً بگوید: شغلت را رها کن، قطعاً کسی که در کنگره راهنما است به کوچک‌ترین مسائل ره‌جو اشراف دارد و می‌داند چه چیزی به صلاح ره‌جو است و چه چیزی به صلاح ره‌جو نیست. اگر راهنما می‌گوید: کار نکن! افرادی که گوش کردند در سریع‌ترین زمان ممکن به درمان رسیدند و افرادی که گوش نکردند و به دنبال تجربه کردن، رفتند و با سرخود حرکت کردند، مدت‌زمان درمان آن‌ها شده، پانزده ماه. حال باید چه‌کاری انجام دهند؟ باید مسیری را که اشتباه رفتند را برگردند و به‌جایی که راهنما گفته برسند و ازآنجا ادامه بدهند، غیرازاین حرکت کنند، قطعاً در مسیر قرار نمی‌گیرند.

در ادامه وقتی به حرف راهنما گوش کنیم، چه چیزی به وجود می‌آید؟ حس سالم به وجود می‌آید. اگر دقت کنید بچه‌هایی که به کنگره می‌آیند، شاید یکی دو ماه اول حس آن‌ها درست‌کار نکند ولی وقتی روی برنامه قرا می‌گیرند و ساعت آمدن و رفتن آن‌ها مرتب می‌شود، خودبه‌خود حس آن‌ها نیز تغییر می‌کند. بعد از حس سالم، عقل سالم به وجود می‌آید، چون می‌گویند: حس اولین نیروی به‌کارگیری قدرت عقل است، حس سالم باعث می‌شود که عقل سالم به وجود بیاید، وقتی حس فردی آلوده باشد، قطعاً عقل او هم تحت تأثیر حس قرار می‌گیرد. پس این‌یک چرخه است که درنهایت به عشق سالم منتهی می‌شود که ما به دنبال همین ضلع می‌گردیم و به خاطر همین آخرین وادی ما، وادی عشق است، یعنی رسیدن به انتهای هر چیزی،‌جایی که از آن سیراب وبی نیاز شویم. در کنگره می‌توانیم عشق را درک کنیم و به دیگران ببخشیم، وقتی انسان بتواند از چیزی به دیگران ببخشد؛ یعنی ظرف او کاملاً پرشده است.

تهیه و نتظیم :مسافر میلاد نیکروش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)

نمایندگی رودکی (شهرقدس)

برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، سی دی هند دو، اختیار، حس سالم، وادی دهم،  

تاریخ : شنبه 17 تیر 1396 | 09:17 ب.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو