لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ هنر

لژیون ویلیام وایت کمک راهنما محترم آقای رامین سعادت جو - کارگاه آموزشی خصوصی ویژه مسافران ویلیام وایت ؛ هنر


کسی که به کنگره 60 می‌آید، به او نمی‌گوییم که مواد مصرف نکن؛ بلکه می‌گوییم: مواد هرروز مصرف کن، روزی هم سه وعده مصرف کن، وقتی این کار را انجام بدهی، سیر می‌شوی و رها می‌شوی. سیگار را با لذت مصرف کن، زمانی که آمدی درمان شوی با شکم سیر وارد لژیون می‌شوی و به رهایی می‌رسی نه با نفرت، نه با ترس از برگشت. ما دنبال این هستیم که تسویه و بی‌حساب شویم، نه این‌که از سیگار یا مواد مخدر متنفر شویم یا خوشمان بیاید.

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه گزارش روز سه‌شنبه مورخ:1396/04/06 از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهر قدس ویژه مسافران ویلیام وایت به استادی : آقای رامین سعادت جو و نگهبانی: آقای میلاد نیک‌روش و دبیری: آقای امیر پور سنجیده با دستور جلسه "هنر"رأس ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سی دی هنر، مطالب آموزشی زیادی در بردارد، در این سی دی، آقای امین مسئله درختکاری را مطرح می‌کند، چون در کنگره ۶۰ ما وادی دوازدهم راداریم که وادی اجرایی است و ما با طبیعت پیمان می‌بندیم که هرسال یک درخت بکاریم، دلیل آن این است که ما با آیتم زمان آشنا شویم، چون وادی دوازدهم می‌گوید: آخر امر، امر اول اجرا می‌شود. بعضی‌اوقات ما دوست داریم، هنوز نکاشته برداشت کنیم، دنبال این هستیم که یک گونی پول سر راه ما قرار بگیرد یا یک اتفاقی بیفتد تا من دیگر سیگار نکشم یا مواد از زندگی من کنار برود. دنبال این هستیم که در زندگی ما معجزه شود، درصورتی‌که قرار نیست معجزه‌ای اتفاق بیفتد. معجزه همین زندگی است که ما در آن حضور پیدا کردیم، همین لحظه‌ای که ما در آن هستیم، معجزه است. منتها ما دنبال یک سری چیزها هستیم که غیرمتعارف باشد و با قوانین فیزیک مغایرت داشته باشد که هرگز این اتفاق نمی‌افتد.

بحث کاشتن درخت به خاطر همین است، وقتی ما درختی را بکاریم، لحظه‌لحظه با رشد کردن آن می‌توانیم زندگی کنیم، می‌توانیم درک کنیم که زمانی دانه بوده و بعد تبدیل به نهال شده و درنهایت درختی تنومند از آن به وجود آمده است. چه چیزی باعث این اتفاق می‌شود؟ زمان. وادی دوازده و مسئله درختکاری که مسئله "کاشت" است، باعث می‌شود من با مسئله زمان آشنا شوم ولی در این مرحله مسئله "داشت" هم به آن اضافه‌شده که بحث آبیاری است که اگر خواسته‌ای درون ما است و آن را می‌کاریم اگر از آن مراقبت نکنیم، آن خواسته از بین می‌رود یا به ثمر نمی‌رسد.

روز اول که فردی به کنگره ۶۰ یا لژیون سیگار می‌آید، خواست او رهایی و آخر امر است ولی باید قوانین را نیز رعایت کند. قوانین، حضور مداوم، مراقبت مداوم و انجام فرامین راهنما است که درنهایت به آخر امر، یعنی رهایی که در اول امر مطرح کردیم، برسد. در مسئله درختکاری، بحث آبیاری است که لژیون‌ها باید چیزهایی که کاشتند را آبیاری و مراقبت کنند تا روزی به ثمر برسد.

 بحث دوم در مورد اسراف کردن آب بود، من فکر کنم ما یکی از اسراف کارترین ملت‌ها هستیم، اگر ما از اسراف کردن آب جلوگیری کنیم به اسراف نشدن آب کمک می‌شود، آبی هم که اسراف نشود، قطعاً درجاهای دیگر از آن استفاده می‌شود یا حداقل تمیزتر می‌شود، چون موتورخانه‌ها و پالایشگاه‌ها یک توانی برای تصفیه آب‌دارند، وقتی بیش از توانشان از آن‌ها استفاده شود، مجبور می‌شوند، تعدادی از فیلترها را حذف کنند، به خاطر همین آبی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، نسبت به قبل آلوده‌تر است.

در این سی دی بحث هنر مطرح شد که برای خود من جالب بود. بعضی‌اوقات ما از خیلی چیزها استفاده می‌کنیم یا نام می‌بریم ولی درک درستی از آن نداریم. یک سری از افراد به خودشان هنرمند می‌گویند یا ما به یک سری چیزها هنر می‌گوییم، درصورتی‌که واقعاً هنر نیستند. آقای امین دژاکام تعریفی که در سی دی از هنر می‌کنند، این است که هر نور و صوتی که حقیقتی را در کمترین ساختار ممکن بیان کند و قدرت تعالی رساندن انسان‌ها یا قدرت احیا را داشته باشد به آن هنر می‌گویند. من چند وقت پیش موزیکی را گوش می‌کردم به نام یکشنبه نحس (gloomy Sunday) موزیکی بود که یک آهنگساز لهستانی آن را ساخته بود که بیشترین آمار خودکشی را این موزیک داشت؛ یعنی علاوه بر خالق این اثر، افرادی هم که این موزیک را گوش کرده بودند، خودکشی کردند. به خاطر اتفاقات رخ‌داده، گوش کردن این موزیک تا سال ۲۰۰۳ یا ۲۰۱۳ ممنوع بود. وقتی من این موزیک را گوش کردم باوجوداینکه زبان آن را متوجه نمی‌شدم ولی حس آن موزیک روی من تأثیر گذاشت. به قول آقای مهندس، صوت و نور قابلیت این رادارند که روی انسان تغییر و تحول ایجاد کنند. شاید بگویند: این شخص هنرمند بوده ولی چون قابلیت احیا و تعالی را نداشته، پس نمی‌شود اسم موسیقی او را هنر گذاشت.

 ما در کنگره تعریف نفس راداریم که نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌کند، در ظاهر و باطن، نشانه آن‌هم این است که خواسته دارد، از این تعریف تا درک نفس خیلی فاصله است. تعریفی که آقای امین دژاکام از هنر مطرح کردند، تعریفی است که کمک می‌شود به درک آن ولی تا زمان درک آن خیلی فاصله است. برای فردی مثل من که کار موسیقی انجام می‌دهم، این‌که بدانم معنی هنر چیست، کمک زیادی به من می‌کند. بعضی وقت‌ها تعریف یک کار انجام می‌دهد و درک آن‌هم کار دیگری انجام می‌دهد که امیدوارم برای خود من هم این اتفاق بیفتد و بتوانم درکی از هنر داشته باشم.

 در رابطه با سیگار، سیگار یک سری چیزها را از ما می‌گیرد؛ مثل مواد مخدر. زمانی که مواد مصرف می‌کنیم، برای ما خیلی لذت‌بخش است و فکر می‌کنیم خیلی چیزها مثل آرامش، حال خوب و لبخند را به ما داده است ولی وقتی مصرف نمی‌کنیم، متوجه می‌شویم که یک سری چیزها مثل سیستم ضد درد، سیستم مدار پاداش و سیستم مدار خواب را از ما گرفته است. چه موقع متوجه می‌شویم که چه چیزهایی از ما گرفته‌شده؟ زمانی که آن را مصرف نمی‌کنیم. سیگار هم به همین شکل است، وقتی ما سیگار مصرف می‌کنیم به ما تمرکز و مقداری آرامش می‌دهد، شاید در انجام کارهای فکری هم به ما کمک کند ولی در اصل سیگار چیزهایی که از ما گرفته را نخی به ما می‌فروشد، آرامش را از من گرفته و نخی به من می‌فروشد، تمرکز را از من گرفته و نخی به من می‌فروشد. وقتی استفاده نمی‌کنم، آن موقع است که می‌فهمم. پس برای اینکه بفهمیم مواد مخدر یا ضد ارزش‌ها چه چیزهایی از ما می‌گیرند، لازم است که یک مدت آن‌ها را انجام ندهیم تا متوجه شویم که کجای کار قرار داریم. قبل از آن شاید متوجه نبودیم و فکر می‌کردیم، سیگار فقط سلامتی را از ما می‌گیرد درصورتی‌که در کنار آن خیلی چیزهای دیگر را نیز از ما می‌گیرد که برای بازپس‌گیری آن باید تلاش کنیم و بهای آن را پرداخت کنیم، برای مثال وقتی سیستم ضد درد من از کار بیفتد، برای پس‌گیری آن باید درد را تحمل‌کنم، سیستم مدار پاداش من را گرفته، برای باز پس گرفتن آن باید افسردگی را تحمل‌کنم، برای پس گرفتن سیستم مدار خواب باید بی‌خوابی را تحمل‌کنم. راحت‌ترین کار این ستون به آن ستون کردن است، من خوابم نمی‌برد، قرص خواب بخورم، اعصابم به‌هم‌ریخته است، قرص اعصاب بخورم، بدنم درد می‌کند، مسکن بخورم ولی چه چیزی را از دست می‌دهم؟ دوباره همان چیزی را که تلاش می‌کنم به دست بیاورم را از دست می‌دهم.

 نیروی منفی ابزارهای زیادی دارد؛ یعنی چند چیز همیشه با انسان همراه است. چیزهایی که ما در کنگره با آن سروکار داریم و مهم‌ترین چیزهایی است که با انسان همراه است و از انسان دور نمی‌شود؛ ترس، منیت و ناامیدی است که در این سی دی، آقای امین مطرح می‌کند. ما به کنگره ۶۰ آمدیم تا این چیزها را بشناسیم و ایرادهای خود را برطرف کنیم. بدترین کار این است که ایرادها را در دیگران ببینیم؛ مثلاً وقتی شخصی صحبت می‌کند، بگوییم: تو دچار منیت شدی. وقتی من ایرادهای دیگران را می‌بینم؛ یعنی درون خودم نیز هست. ما کاری به دیگران نداریم، ما آمدیم درون خودمان را بشناسیم. بعضی‌اوقات وقتی شخصی دروغ می‌گوید، ما حس بدی نسبت به او پیدا می‌کنیم یا می‌خواهیم او را درست کنیم. سی‌دی‌های جهان‌بینی کنگره 60 برای شناخت خودمان است، نه برای شناخت دیگران. اصلاً شناخت دیگران به ما هیچ ارتباطی ندارد. ضعف یا قوت دیگران به خودشان مربوط است، من خیلی هنر داشته باشم، بتوانم درون خودم را بشناسم. پس ایرادها در طول سفر نمایان می‌شود، اگر راهنما داشته باشیم و در مسیر حرکت کنیم، می‌توانیم با کمترین خسارت از آن‌ها خارج شویم.

یکی از ره‌جوها گفت: از وقتی‌که وارد لژیون سیگار شدم، تازه از کشیدن سیگار لذت می‌برم. ما دقیقاً هدفمان همین است، من در لژیون مواد هم می‌گویم: اگر کاری را انجام دهید با پنج حستان انجام دهید، اگر غذا می‌خورید با پنج حستان بخورید، اگر سیگار می‌کشید با پنج حستان بکشید. چرا؟‌ به خاطر این‌که تنها چیزی که برای ما ارزشمند است، لحظه حال است. ‌اگر الآن در لژیون حضور دارید ولی حواستان جای دیگری است، بزرگ‌ترین باخت زندگی‌تان را انجام می‌دهید، وقتی بزرگ‌ترین لحظه زندگی شما که الآن است را با گذشته و آینده عوض می‌کنید، می‌شود باخت. تنها چیزی که نمی‌شود، روی آن قیمت گذاشت، زمان است. شاید اگر جسم انسان دچار مشکل شود، بتوان آن را با پول عوض یا جایگزین کرد ولی تنها چیزی که وقتی برود، دیگر به ما برگردانده نمی‌شود، زمان است. هر یک‌ثانیه‌ای که ما از آن عبور می‌کنیم، دیگر قابل‌برگشت نیست و ما یک ثانیه به انتهای کار نزدیک‌تر می‌شویم. پس این‌که ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم و حواسمان جای دیگری باشد؛ یعنی از دست دادن زمان. این‌که ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم و از آن بدمان بیاید؛ یعنی زهرمار کردن زمان به خودمان.

سیگار کشیدن اگر با لذت باشد، باعث می‌شود انسان سیر شود. کسی که به کنگره 60 می‌آید، به او نمی‌گوییم که مواد مصرف نکن؛ بلکه می‌گوییم مواد هرروز مصرف کن، روزی هم سه وعده مصرف کن، وقتی این کار را انجام بدهی، سیر می‌شوی و رها می‌شوی. سیگار را با لذت مصرف کن، زمانی که آمدی درمان شوی با شکم سیر وارد لژیون می‌شوی و به رهایی می‌رسی نه با نفرت، نه با ترس از برگشت. ما دنبال این هستیم که تسویه و بی‌حساب شویم، نه این‌که از سیگار یا مواد مخدر متنفر شویم یا خوشمان بیاید.

تهیه و نتظیم :مسافر میلاد نیکروش

لژیون آقای رامین سعادت جو (لژیون ششم)


برچسب ها: کنگره60، درمان سیگار، آموزش، هنر، احیا، تعالی، زمان،  

تاریخ : جمعه 9 تیر 1396 | 08:35 ب.ظ | نویسنده : میلاد نیکروش | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو